اخوان ارمکی مجتبی، آذرنیوند حسین، زارع چاهوکی محمدعلی، جعفری محمد، ارزانی حسین، عباسی محبوبه. مدلسازی پراکنش رویشگاه گیاهی Agropyron tauri با روش آنتروپی حداکثر (مطالعه موردی: مراتع طالقان میانی). مرتع. 1405; 20 (1) :1-15
URL: http://rangelandsrm.ir/article-1-1366-fa.html
چکیده: (10 مشاهده)
سابقه و هدف: در سالهای اخیر، اهمیت ارزیابی پراکنش گونههای گیاهی در راستای حفاظت منابع طبیعی و مدیریت پایدار پوشش گیاهی افزایش یافته است. گونههای مرتعی به عنوان بخش مهمی از اکوسیستمهای نیمهخشک ایران، تحت تأثیر تغییرات اقلیمی و فشارهای انسانی با تهدیدات گستردهای مواجه هستند. شناسایی زیستگاههای بالقوه گونههای بومی مانند Agropyron tauri که دارای ارزش اکولوژیکی و اقتصادی بالا است، میتواند بهعنوان گامی مؤثر در جهت احیای مراتع و حفاظت از تنوع زیستی تلقی شود. مدلهای پیشبینی پراکنش گونه، به ویژه مدل Maxent که بر پایه دادههای فقط حضور عمل میکند، به دلیل دقت بالا و نیاز به دادههای حداقلی، جایگاه ویژهای در مطالعات زیستمحیطی یافتهاند. هدف اصلی این پژوهش، بررسی قابلیت مدل Maxent در پیشبینی پراکنش مکانی گونه A.tauri، شناسایی عوامل محیطی مؤثر در استقرار آن و ارائه نقشه زیستگاه بالقوه در مراتع طالقان میانی میباشد.
مواد و روشها: منطقه مورد مطالعه در حوزه آبخیز طالقان واقع در شمالغرب استان البرز و در ارتفاعات بین ۱۸۰۰ تا ۴۰۰۰ متر از سطح دریا قرار دارد. دادههای پوشش گیاهی از طریق چهار ترانسکت ۱۵۰ متری در هر واحد نمونهبرداری، و در هر ترانسکت با ۱۰ پلات ۱ متری به روش تصادفی-سیستماتیک جمعآوری شد. همزمان، نمونهبرداری خاک انجام و ویژگیهای فیزیکی (درصد رس، شن، سیلت) و شیمیایی (ماده آلی، آهک، هدایت الکتریکی، pH) آن در آزمایشگاه اندازهگیری شد. نقشههای فیزیوگرافی با استفاده از مدل رقومی ارتفاع (DEM) تولید و دادههای مکانی در محیط GIS تلفیق گردید. برای مدلسازی زیستگاه از نرمافزار Maxent استفاده شد و ارزیابی دقت مدل با شاخصهای ضریب کاپا و سطح زیر منحنی ROC (AUC) انجام شد.
نتایج: تحلیل مدل Maxent نشان داد که متغیرهای توپوگرافی شامل ارتفاع و جهت، به همراه ویژگیهای خاک بهویژه درصد شن، رس، و ماده آلی، بیشترین نقش را در حضور A.tauri دارند. بررسی آزمون جکنایف نشان داد که حذف این متغیرها باعث کاهش چشمگیر دقت مدل میشود. بر اساس منحنیهای پاسخ، بیشینه احتمال حضور گونه در خاکهایی با ماده آلی متوسط، بافت لومی، آهک کمتر از ۲ درصد، و هدایت الکتریکی پایینتر از ۰.۴ dS/m مشاهده شد. افزایش مقدار آهک و EC باعث کاهش تدریجی احتمال حضور گونه میشود، در حالی که افزایش سیلت خاک، بر خلاف شن، اثری مثبت دارد. نقشه پراکنش بهدستآمده از مدل، مناطق غربی و ارتفاعات میانی منطقه را بهعنوان مناسبترین زیستگاه معرفی کرد. مقدار ضریب کاپا برابر با ۰.۸۵ و سطح AUC معادل ۰.۹۳۶ عملکرد قوی مدل را تأیید کردند.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که پراکنش گونه A.tauri تصادفی نبوده و وابستگی بالایی به شرایط توپوگرافی و خاک دارد. مدل Maxent، به دلیل توانایی کار با دادههای فقط حضور و ارائه نتایج دقیق حتی با دادههای محدود، ابزاری مناسب برای برنامهریزی احیای مراتع و توسعه کشت گونههای مرتعی مانند A.tauri محسوب میشود. بر اساس نتایج، پیشنهاد میشود مناطقی با ارتفاع متوسط، خاکهای لومی با ماده آلی متوسط و آهک پایین به عنوان اولویتهای اصلی برای توسعه این گونه مدنظر قرار گیرند. همچنین برای ارتقاء دقت مدلسازی، توصیه میشود در پژوهشهای آتی از ترکیب دادههای سنجش از دور، دادههای زمانی و مدلهای اقلیمی پویا استفاده گردد تا اثر تغییرات فصلی و اقلیمی نیز در پیشبینی زیستگاه گونهها لحاظ شود. نتایج این پژوهش میتواند مبنای تصمیمگیریهای مدیریتی در راستای بهرهبرداری پایدار و حفاظت از منابع طبیعی باشد.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
تخصصي دریافت: 1404/11/5 | پذیرش: 1405/1/15 | انتشار: 1405/1/15