مهندس عباس طحان، دکتر محمد جعفری، دکتر دامون رزمجویی، دکتر سید اکبر جوادی،
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۹-۱۴۰۰ )
چکیده
گیاه مشکک سفید (Ajuga chamaecistus Ging.) یکی از گیاهان دارویی متعلق به خانواده نعنائیان میباشد. در نظر گرفتن ویژگیهای محل رویش و موقعیت گیاه در طبیعت از عمده عواملی است که میتواند بر میزان اسانس و ترکیبات شیمیایی گیاه تأثیر زیادی داشته باشد. به منظور بررسی و توصیف عوامل اصلی اکولوژیکی مؤثر بر ترکیبات ثانویه گیاه A. chamaecistus، از چهار رویشگاه اصلی آن (اقلید، آباده، بوانات و پاسارگاد) برای مقایسه بازده اسانس و نوع ترکیبهای شیمیایی، در زمان رویشی و گلدهی، نمونهبرداری انجام شد. نمونهها پس از خشک کردن به روش تقطیر با آب اسانسگیری شدند و درصد بازده اسانس چهار رویشگاه محاسبه گردیـد. تجزیـه و شناسایی ترکیبهای تشکیل دهنده اسانس بهوسیله دستگاههای GC و GC-MS صورت گرفت. با توجه به اینکه پژوهش حاضر در دو مرحله رویشی و گلدهی بررسی شد، جهت مقایسه مراحل از آزمون t جفتی استفاده شد. در نهایت برای تعیین ارتباط بین ترکیبات عمده گیاه و عوامل محیطی از روش تجزیه مؤلفههای اصلی (PCA) و جهت تعیین شباهت بین مناطق از روش Wards استفاده گردید. نتایج نشان داد که ترکیبات عمده اسانس گیاه A. chamaecistus در شهرستانهای آباده، اقلید، پاسارگاد و بوانات در مرحله رویشی و گلدهی شامل β-Pinene، Linalool، Bicyclogermacrene، Phytol، α-Pinene، α-Thujen، Caryophyllene oxide، Germacrene-D، ۱-Octen-۳-ol، α-Bergamotene، δ-Cadinene و α-Copaene بودند. همچنین درصد بازده اسانس در مرحله گلدهی و در منطقه آباده (۷۴/۱ درصد) بیشترین مقدار، در مرحله رویشی و در شهرستان بوانات (۸/۰ درصد) کمترین مقدار را داشت. از بین عاملهای محیطی بافت خاک، مقدار اسیدیته (pH)، متوسط دمای سالانه، میانگین تبخیر و تعرق سالیانه و مقدار بارندگی به عنوان مؤثرترین عوامل بر خصوصیات فیتوشیمیایی گیاه مورد نظر شناسایی شدند. نتایج این مطالعه می تواند در بهره برداری پایدار و بهینه گونه A. chamaecistus از طریق انتخاب مکان و شرایط محیطی مناسب مورد استفاده قرار گیرد
محمد علی قوام پور، سید عباس میرجلیلی، محمد جعفری، حسین آذرنیوند، سید اکبر جوادی،
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۹-۱۴۰۰ )
چکیده
سابقه و هدف: حفظ گونههای بومی هر منطقه به ویژه گونههای بومی در معرض انقراض یکی از نیازهای اساسی مدیریتی است و شناخت نیازهای اکولوژیک این گونهها و ارتباط آن با عوامل محیطی از جمله اساسیترین مطالعات در زمینه حفاظت از گونهها به شمار میرود. تحقیق حاضر با هدف بررسی عوامل بوم شناختی مؤثر بر پراکنش گونه Tamarix androssowii Litv در استان اصفهان و بررسی ارتباط بین خصوصیات خاک و پوشش گیاهی رویشگاههای مختلف گونه گز در استان اصفهان به منظور شناسایی نیازهای زیستی و تعمیم به سایر مناطق خشک و نیمه خشک استان انجام شد.
مواد و روشها: در پژوهش حاضر، با توجه به پراکنش لکهای گونه گز خزری در استان اصفهان، با استفاده از دادههای موجود در اداره منابع طبیعی و آبخیزداری استان، وضعیت رویشگاهی گز خزری (Tamarix androssowii) در چهار منطقه حبیب آباد، سجزی، خارا و منطقه شاخ کنار در استان اصفهان بررسی شد. در هر یک از مناطق مورد مطالعه و همچنین به منظور دسترسی به دادههای دقیقتر و با توجه به بزرگی ابعاد پایههای درختچهای، ۱۰ پلات (به ابعاد ۱۰*۱۰ متر مربع به صورت تصادفی) در نظر گرفته شد. نمونهبرداری خاک و ثبت مشخصات گیاهی از قبیل درصد تاج پوشش، تراکم و متوسط ارتفاع گونه انجام گرفت. ارتفاع از سطح دریا و شیب در همه پلاتها نیز ثبت گردید. نمونههای خاک در دو عمق ۳۰-۰ و۷۰-۳۰ سانتیمتر در ۴ تکرار (۳۲ نمونه خاک از ۱۶ پروفیل) برداشت شد و پارامترهای واکنش خاک، هدایت الکتریکی، مجموع کلسیم و منیزیم محلول، نسبت جذب سدیم، درصد گچ خاک، مواد خنثی شونده، درصد سدیم، درصد شن، رس و سیلت اندازهگیری شد. به منظور بررسی ارتباط گونه مورد مطالعه با عوامل محیطی از نرمافزارهایCANOCO ۴,۵ و PC-ordination استفاده شد. همچنین از آزمون مقایسه میانگین دانکن در سطح اطمینان پنج درصد در نرمافزار SPSS ۲۵ استفاده شد.
نتایج: طبق دندروگرام میتوان بیان کرد که این چهار منطقه مورد مطالعه بر اساس پلاتهای نمونهبرداری که شامل عوامل ادافیکی بودند، تفاوت اساسی ندارند و بنابراین هر چهار منطقه نمونهبرداری را میتوان جزء یک رویشگاه برای گونه گز خزری لحاظ کرد. به طور کلی روند وضعیت عوامل در این دو عمق خاک خاصیت ذاتی این مناطق است و عموماً در افق دوم روند کاهشی نشان داد. تجزیه دادههای پوشش گیاهی و متغیرهای محیطی با استفاده از روش PCA، ضمن ارائه یک تفسیر گرافیکی، به خوبی روابط بین تغییرات متغیرهای محیطی و نحوه پراکنش گونههای گیاهی را آشکار کرد. بیشترین مقادیر ویژه، متعلق به دو محور اول رجبندی میباشد و محور اول و دوم جمعاً ۷/۸۶ درصد تغییرات را توجیه کرد. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که بافت خاک مناطق رویشی این گونه عمدتاً لومیشنی است. درصد گچ مؤثرترین عامل بر تراکم این گونه بوده است. همچنین درصد تاج پوشش و متوسط ارتفاع این گونه بیشتر متأثر از درصد سیلت و درصد رس خاک است. بررسی ویژگیهای خاک مناطق رویشی این گونه در دو عمق نمونهبرداری نشان داد که میزان هدایت الکتریکی و میزان سدیم در عمق اول نسبت به عمق دوم بیشتر بوده که علت آن تجزیه لاشبرگ گونه گز در عمق سطحی است.
نتیجهگیری: در مطالعات کاربردی، پوشش گیاهی به منظور نیل به اطلاعاتی برای حل مسائل اکولوژیکی در ارتباط با مدیریت و حفاظت اکوسیستمهای طبیعی جمعآوری و آنالیز میشود. با شناخت اجزاء منابع طبیعی و روابط حاکم بین آنها امکان ارائه برنامه مدون و علمی به منظور جلوگیری از سیر قهقهرایی منابع طبیعی فراهم میشود و با تعمیم نتایج حاصل در مناطق مشابه، میتوان راهحل مناسبی در زمینه حفاظت از گونه ها ارائه کرد.
سید حسن حسینی، سید اکبر جوادی، اسماعیل کزمی دهکردی، حسین ارزانی،
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۹-۱۴۰۰ )
چکیده
امروزه تهیه و اجرای طرحهای مرتعداری بهعنوان اصلیترین و مهمترین راهکار پیش روی متولیان بخش مراتع کشور در راستای مدیریت این منابع میباشد ولی در اکثر موارد این طرحها در مرحله اجرا با عدم استقبال یا استقبال اندک روستائیان مواجه میشوند. هدف از این مطالعه شناسایی موانع عمده و اصلی پیش روی مشارکت روستائیان در پذیرش طرحهای مرتعداری، اجرای پروژههای پیشبینیشده در طرحها و نهایتاً حفاظت از این پروژهها میباشد. بدین منظور یک مطالعه موردی با رویکرد کیفی و مبتنی بر روش نظریهپردازی داده بنیاد در استان زنجان انجام شد. جامعه پژوهش را تعدادی از کارشناسان مجرب و باسابقه اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان زنجان و نیز تعدادی از دامداران مطلع و کلیدی در ۳ روستای دارای طرحهای مرتعداری در استان تشکیل میداد که با روش نمونهگیری هدفمند غیر تصادفی و با الگوی گلوله برفی انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها به روش مصاحبه نیمه ساختارمند عمل شد. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از نسخه ١٠ نرمافزار Nvivo منجر به شناسایی ۱۹۰ مفهوم اولیه گردید، مفاهیم مشابه در هم ادغام یا حذف گردید و درنهایت ۷۴ مفهوم دارای بار معنایی مناسب و مستقل، احصاء گردید (کدگذاری باز)؛ مفاهیم مرتبط باهم در ۶ قالب «مقوله یا پدیده محوری، شرایط علی، راهبردها، شرایط زمینهای، شرایط مداخلهگر و پیامدها» دستهبندی (کدگذاری محوری) و نهایتاً مفاهیم و مقولات استخراجشده بهصورت نظاممند به یکدیگر مرتبط و در قالب یک مدل پارادایمی تحت عنوان «مدل تحلیل موانع مشارکت روستائیان در طرحهای مرتعداری» ارائه گردید (کدگذاری انتخابی). این مدل به متولیان تهیه طرحهای مرتعداری کمک خواهد کرد که طرحهای آتی را با مشارکت خود روستائیان (بهرهبرداران) تهیه نمایند تا در مرحله اجرا، به مشارکت و استقبال حداکثری ایشان نائل شوند و از طرف دیگر از حصول مهمترین هدف طرحهای مرتعداری اجراشده که همانا حفاظت از پروژهها و فعالیتهای صورت گرفته میباشد نیز تا حدود زیادی مطمئن شوند.
مهنذس آرزو پورمحمود حاجیلاری، دکتر مرتضی مفیدی چلان، دکتر اسماعیل شیدای کرکج،
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۹-۱۴۰۰ )
چکیده
سابقه و هدف دستیابی به تعادل در اکوسیستمهای مرتعی چالش مهمی در مدیریت پایدار مراتع میباشد. دستیابی به توسعه پایدار در هر سطحی و با هر هدفی که باشد، نیازمند برنامهریزی اصولی، کارآمد و اجرای دقیق آن است. برای انجام برنامههای مختلف اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی، تدوین راهکارهای توسعه، موفقیت در برنامهریزی و طرحهای اجرایی، بررسی و شناخت توانمندیها، کمبودها و تعیین سطح توسعهیافتگی سکونتگاههای محلی، بر اساس مجموعهای از شاخصهای برتر، ضرورتی اجتنابناپذیر است. این تحقیق با هدف ارزیابی پایداری و تحلیل مؤلفههای آن در بین بهرهبرداران سامانهای عرفی مراتع ییلاقی شهرستان چایپاره صورت گرفت.
مواد و روشها این تحقیق با استفاده از روشهای پیمایشی (نظرسنجی از بهرهبرداران) و توصیفی- تحلیلی با هدف ارزیابی و سنجش سطح پایداری سامانهای عرفی مراتع ییلاقی شهرستان چایپاره-استانآذربایجان غربی انجام شد. برای انجام تحقیق از شاخصهای معرفیشده در تحقیقات قبلی استفاده شد و برای سنجش پایداری از مدل بارومتر پایداری استفاده گردید. مدل بارومتر پایداری مرکب از دو عنصر اصلی به نامهای رفاه اکوسیستم و رفاه انسانی است که برای رسیدن به شرایط پایداری هردو باید ارتقا یابند. این مدل که توسط پرسکات آلن ارائهشده است پایداری را به پنج سطح تقسیم مینماید و سپس بر مبنای دو متغیر رفاه اکوسیستم و رفاه انسانی پایداری را مورد سنجش قرار میدهد. تعداد پنج سامان عرفی مرتعی با در نظر گرفتن تعداد بهرهبردار، امکان دسترسی، تعداد دام و مساحت سامان عرفی انتخاب شدند و ۳۰ عدد پرسشنامه از بهرهبرداران تکمیل شد. ضریب آلفای کرونباخ محاسبهشده به طور میانگین -۷۴۵/۰ به دست آمد که در محدوده قابلقبول است. برای مقایسه میانگین مؤلفههای ارزیابی پایداری از آزمون واریانس یکطرفه و جهت مشاهده منابع تغییرات درونگروهی، از آزمون مقایسه میانگین دانکن استفاده شد.
نتایج نتایج نشان داد در سامانهای عرفی مراتع ییلاقی در ابعاد اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی؛ مؤلفههای سنجش پایداری با هم اختلاف معنیدار آماری دارند. طبق نتایج بعد زیستمحیطی– بومشناختی با ارزش ۶۱۲/۰ بالاترین میزان پایداری را در بین ابعاد پایداری مراتع ییلاقی دارد و کمترین میزان پایداری مرتبط با بعد اجتماعی با ارزش ۴۸۴/۰ میباشد. بر اساس نتایج مدل بارومتر؛ سامانهای عرفی مراتع ییلاقی در وضعیت پایداری متوسط تا پایداری بالقوه قرارگرفتهاند. به لحاظ پایداری کل در مراتع ییلاقی بالاترین سطح پایداری ۵۴۸/۰ مربوط به سامان عرفی قورول علیا و کمترین سطح پایداری برابر با ۵۳۵/۰ مربوط به سامان عرفی چیرکندی میباشد.
نتیجهگیری نتایج این تحقیق نشان داد برای رسیدن به پایداری مراتع لازم است به هر کدام از ابعاد توسعه پایدار توجه ویژهای شود. به عبارتی وضعیت اقتصادی و اجتماعی بهرهبرداران و نوع دامداری آنها مبنی بر متحرک یا ساکن بودن در میزان پایداری این جوامع اثرگذار است. بهرهبرداران این مراتع به لحاظ خدمات رفاهی، آموزشی و بهداشتی، حمایتهای بیمهای، رفاه اقتصادی و مدیریت چرایی با چالشهایی مواجه هستند که لازم است در خصوص رفع این چالشها برنامهریزی صورت گیرد. مراتع منطقه از جهت میزان تولید علوفه و ویژگیهای خاک از وضعیت خوبی برخوردار هستند که لازم است این پتانسیل در جهت ارتقای پایداری بهرهبرداران مدنظر قرار گیرد. جهت ارتقای پایداری سامانهای عرفی منطقه؛ تنوع بخشیدن به فعالیتهای اقتصادی، افزایش میزان بهرهوری، بهبود خدمات آموزشی، ترویجی، بهداشتی و رعایت ظرفیت و آمادگی مرتع پیشنهاد میشود.
دکتر مهدیه ابراهیمی،
دوره ۷، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۳۹۲ )
چکیده
آزمایش گلدانی بهمنظور بررسی تأثیر اسیدهای آمینوپلیکربوکسیلیک EDTA و DTPA بر خصوصیات مورفولوژیک گونه Echinochloa crus galii (L.) Beave (جوانهزنی، زیستتوده، طول ریشه و ساقه) طراحی شد. همچنین عامل تجمع (BCF)، عامل انتقال (TF) و شاخص تحمل (TI) برای تعیین کارآیی گیاه استخراجی گیاه اندازهگیری شد. نمونههای خاک با ۷۱/۰ گرم در لیتر سرب (PbNO۳) مخلوط و بذرهای گیاه در خاک گلدانها کاشته شدند. اسیدهای آمینوپلیکربوکسیلیک بعد از کاشت بذر به خاک اضافه شد. تیمارهای مورد استفاده شامل EDTA (۵/۱، ۵، ۱۰ میلیمول در کیلوگرم) و DTPA (۵/۱، ۵، ۱۰ میلیمول در کیلوگرم) بود و در تیمار شاهد (خاک غیرآلوده) EDTA و DTPA استفاده نشد. سرعت و درصد ظهور نهال، زیستتوده، طول ریشه و ساقه از سطح خاک تا جوانه انتهایی گیاه بهمدت زمان دو هفته محاسبه شد. سپس گونه گیاهی بعد از ۶۰ روز برداشت و برای تعیین غلظت سرب در بافتهای گیاهی به ریشه و اندامهای هوایی تقسیم شد. نتایج بهدست آمده از تحقیق نشان داد که کاربرد EDTA و DTPA تاثیر معنیداری (۰۵/۰p<) بر خصوصیات مورفولوژیک و تجمع سرب در گیاه دارند. دادههای بهدست آمده نشان داد که حداکثر جوانهزنی، طول ریشه، ساقه و زیستتوده مربوط به تیمار شاهد بود، اما حداکثر عامل تجمع و انتقال بهترتیب به تیمار EDTA۵ و DTPA۱۰ مربوط بود. علاوهبر این تأثیر EDTA و DTPA بر شاخص تحمل گیاه نشان داد که با افزایش غلظت اسیدهای آمینوپلیکربوکسیلیک شاخص تحمل کاهش یافت. بهطورکلی نتایج نشان داد که گونه مورد بررسی قابلیت تحمل سرب را دارد و EDTA و DTPA پتانسیل افزایش جذب سرب در گونه گیاهی مورد مطالعه را داشته ولی باتوجه به تأثیرات بازدارنده این مواد بر رشد گیاه و خطر آبشویی آنها به آبهای زیرزمینی باید از غلظتهای کم این مواد استفاده کرد.
محرم اشرف زاده، سیدحمزه حسینی کهنوج، حسین آذرنیوند،
دوره ۷، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۳۹۲ )
چکیده
تحقیق حاضر با هدف مطالعه ارزش رجحانی برخی گونههای گیاهی برای بز نژاد ممسنی در مراتع شهرستان بوانات در شمال استان فارس انجام شد. ارزش رجحانی گونههای گیاهی منطقه برای سه کلاس سنی دام (یکساله، سهساله و پنجساله ماده) بوسیله روش زمانسنجی اندازهگیری شد. برای بررسی اثر سن دام، گونه گیاهی و اثر متقابل آنها بر روی ارزش رجحانی گونهها، از آزمون تجزیه واریانس دوطرفه استفاده شد، بهطوریکه سن دام و گونه گیاهی بهعنوان عامل مستقل و ارزش رجحانی بهعنوان عامل وابسته به مدل وارد شدند. نتایج نشان داد که سن دام، گونه گیاهی و اثر متقابل آنها تأثیر معنیداری بر ارزش رجحانی گونههای گیاهی داشتند. گونههای Prangos ferulaceae و Poa pratensis دارای بیشترین ارزش رجحانی و خوشخوراکی (کلاس I) برای دامهای جوان بودند. برای دامهای بزرگسال گونههای Gundelia tournefortii، Acer cinerascens، Poa pratensis و Prangos ferulaceae بالاترین کلاس خوشخوراکی (I و II) را داشتند. ضمن اینکه گونههای Prangos ferulaceae، Acer cinerascens، Poa pratensis و Artemisia aucheri ارزش رجحانی مناسبی برای هر سه گروه دام داشتند. بهطور کلی نتایج بیانگر وضعیت نامناسب ترکیب پوشش گیاهی مراتع این منطقه در فصل پاییز است و گونههایی از قبیل کیکم (Ac-cinerascens)، درمنه کوهی (Ar-aucheri) و باقیماندههای گیاه جاشیر (Pr- ferulaceae) بهصورت لاشبرگ میتواند نقش کلیدی در تأمین نیازهای غذایی دام این منطقه داشته باشد.
مهندس مهدخت اله مرادی، دکتر غلامعباس قنبریان، مهندس فتانه قاسمی،
دوره ۷، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۳۹۲ )
چکیده
موسیر ایرانی (A.hirtifolium Boiss.) از جمله گونههای بومی مراتع ایران است که به سبب بهرهبرداری بیش از توان بومشناسی در معرض خطر انقراض قرار گرفته است. هدف از این مطالعه، شناسایی ویژگیهای رویشگاهی این گونه در استان فارس است. اطلاعات محیطی شامل موقعیت جغرافیایی، شرایط رویشگاهی، ویژگیهای توپوگرافی و ترکیب گونههای گیاهی همراه نیز بررسی شد. برای بررسی خاک اطراف ریشه در عمق مؤثر نفوذ ریشه (۱۲ تا ۱۵ سانتیمتر از سطح خاک) به تعداد شش پروفیل در رویشگاه ارسنجان و چهار پروفیل در رویشگاه سپیدان نمونهبرداری شد. برای هر یک از نمونههای خاک، پارامترهای بافت، مواد آلی، اسیدیته، هدایت الکتریکی، درصد گچ، درصد آهک، میزان نیتروژن کل، فسفر، پتاسیم و میزان عناصر کم نیاز (Fe ، Cu ، Zn و Mn) اندازهگیری شد. مقایسه ویژگیهای خاک بین دو سایت مورد بررسی، توسط آزمون t مستقل و تعیین مهمترین ویژگیهای خاک رویشگاه با روش PCA انجام شد. نقشه پتانسیل رویشی گونه مذکور در محیط نرمافزار GIS و با استفاده از ایجاد یک کوئری مکانی تهیه شد. نتایج نشان داد که بین ویژگیهای خاک در دو رویشگاه مورد بررسی تفاوت معنیداری در سطح یک درصد وجود ندارد و این گیاه در اقلیم نیمهخشک سرد تا خیلی مرطوب معتدل با میانگین دمای سالانه ۹ تا ۱۷درجه سانتیگراد، متوسط بارش سالانه ۲۵۰ تا ۷۰۰ میلیمتر، دامنه ارتفاعی ۲۲۰۰ تا ۲۶۰۰ متر از سطح دریا، بر روی سازندهای زمینشناسی پابده-گورپی، گروه بنگستان و کواترنری و اغلب در زیراشکوب درختان بنه، کیکم و گلابی وحشی رویش دارد. همچنین فراوانی موسیر ایرانی (A.hirtifolium Boiss.) در رویشگاههای مورد بررسی بسیار کم ارزیابی میشود. در نتیجه اگر برای حفاظت و نگهداری از رویشگاههای طبیعی آن برنامهریزی فوری صورت نگیرد، احتمال آسیبپذیری جدی و یا انقراض آن از عرصههای طبیعی فارس وجود خواهد داشت.
مهندس الهام امیدزاده اردلی، دکتر محمدعلی زارع چاهوکی، دکتر حسین ارزانی، دکتر پژمان طهماسبی، مهندس حجتاله خدری غریبوند،
دوره ۷، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۳۹۲ )
چکیده
تنوع گونهای بخش عمدهای از تنوع زیستی و یکی از مهمترین پارامترهای نشاندهنده تغییرات در اکوسیستمهاست. اندازهگیری تنوع گونهای برای حفاظت، ارزیابی و پایش پوششگیاهی و اتخاذ راهکارهای مناسب مدیریتی ضروری است. تاکنون برای اندازهگیری و ارزیابی تنوع گونهای از روشهای ساده با ترانسکت و با پلات تکمقیاسی و روشهای آشیانهای با پلات چندمقیاسی استفاده شده است. در این مطالعه برای اندازهگیری و مقایسه شاخصهای تنوع گونهای، جدیدترین نسخه پلات ویتاکر تعدیلشده، نسخه ویتاکر تعدیلشده فشرده و پلاتC ، اولین بار در ایران استفاده شدند. مرتع کرسنک شهرکرد با دو شدت چرای سبک و متوسط و دو جهت دامنه غربی و شرقی در چهار تیمار سبک-شرقی، سبک-غربی، سنگین-شرقی و سنگین-غربی انتخاب شد. در هر تیمار، هر سه پلات با سه تکرار، بهصورت تصادفی-سیستماتیک مستقر شدند. پس از جمعآوری دادههای پوشش، در هر جهت؛ شاخصهای تنوع (شانون-وینر و سیمپسون)، غنا (منهینیک و مارگالف) و یکنواختی (هیل) با استفاده از نرمافزار Past محاسبه شد. مقایسه تنوع گونهای با استفاده از تجزیه واریانس یکطرفه انجام شد. نتایج نشان داد بین مقادیر شاخصهای تنوع، غنا و یکنواختی در هر سه پلات تفاوت معنیداری وجود ندارد (۰۵/۰p>). بهطور کلی با توجه به عدم تفاوت معنیدار هر سه پلات در برآورد شاخصهای تنوع گونهای؛ میتوان گفت توانایی پلاتها در برآورد شاخصها تقریباً یکسان است. علاوه بر این، ارزش عددی شاخصها در برخی موارد نمیتواند معیار قانعکنندهای برای تعیین پلات مناسب باشد. برای دستیابی به پلات چندمقیاسی مناسب، تحقیقات آینده میتوانند کارآیی پلاتها را از نظر دقت، صحت و زمان نمونهبرداری مورد مطالعه قرار دهند.
مهندس مهدی انجام، دکتر غلامعلی حشمتی، دکتر عادل سپهری، دکتر حمید نیک نهاد قرماخر، مهندس عیسی جعفری فوتمی،
دوره ۷، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۳۹۲ )
چکیده
بهمنظور بررسی اثر عوامل کوهسری بر روی پوشش گیاهی در برشی عرضی از رشته کوه البزر، در راستایی به طول ۱۹ کیلومتر (در منطقه هزارجریب شهرستان بهشهر، از سرخگریوه تا بادلهکوه) به نمونهبرداری اقدام شد. در این امتداد، بر روی خطوط تراز به فاصله ارتفاعی ۱۰۰ متر، نمونهبرداری از پوشش گیاهی و خاک منطقه انجام شد. برای نمونهبرداری از پوشش گیاهی دو ترانسکت به طول ۱۰۰ متر در جهت شرق و غرب و در آنها حضور و عدم حضور گیاهان در فاصله نیم متر از یکدیگر بر روی ترانسکت ثبت شد. در این تحقیق برای درک بهتر ارتباطات از روشهای طبقهبندی شامل تجزیه خوشهای و تجزیه چندمتغیره شامل CCA و DCA استفاده شد. با توجه به اینکه ویژگیهای اکولوژیک گیاهان، مصداقی برای اثر کوهسری مورد انتظار بود، پوشش گیاهی معیاری مناسب جهت تعیین عوامل کوهسری تشخیص داده شد. مهمترین عوامل تأثیرگذار بر استقرار پوشش گیاهی شامل توپوگرافی، اقلیم و خاک نیز با استفاده از PCA مورد بررسی قرار گرفتند. بر این اساس عامل ارتفاع مهمترین عامل تشخیص داده شد. ارتباط بین جوامع گیاهی مستقر در محدوده مورد مطالعه و عوامل محیطی تأثیرگذار بر آن نیز بهوسیله CCA مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان دادند که استقرار گیاهان اجتماع Acantholimon- Acanthophyllum تحت تأثیر ارتفاع است، پوشش گیاهی زیراجتماع Fagus-Carpinus تا حد زیادی به جهت دامنه و همبستگی مثبت آن با مقدار پتاسیم خاک، وابسته است. زیراجتماع Carpinus-poa بهدلیل در معرض نور خورشید قرار گرفتن دارای بالاترین میانگین دما بود، از اینرو گیاهان این زیراجتماع با خشکی نسبی، نور و حرارت به نسبت بالای آن سازگاری پیدا کردهاند.
مهندس سمیرا حسین جعفری، دکتر محمدرضا طاطیان، دکتر رضا تمرتاش، دکتر علی اکبر کریمیان،
دوره ۷، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۳۹۲ )
چکیده
با توجه به تأثیر نوع دام چرا کننده بر تغییرات پوشش گیاهی و اهمیت شناخت خصوصیات پوشش گیاهی در اداره صحیح اکوسیستمهای مرتعی، تحقیق حاضر به مقایسه برخی شاخصهای گیاهی و فرمهای رویشی مختلف در دو سایت چرایی حیات وحش و دام اهلی در مراتع دشتی کالمند-بهادران استان یزد پرداخته است. به این منظور پس از تعیین منطقه رویشی در دو بخش برای مطالعه متغیرهای پوشش گیاهی از روش تصادفی سیستماتیک استفاده شد. در داخل هر یک از مناطق مورد بررسی، ۱۰ ترانسکت ۱۰۰ متری بهطور تصادفی و تعداد ۳ پلات ۲ متر مربعی بر روی هر ترانسکت، در مجموع ۳۰ پلات به صورت سیستماتیک قرار گرفت. در داخل هر پلات و در امتداد هر ترانسکت، کلاس خوشخوراکی گونههای گیاهی موجود، فرم رویشی، درصد پوشش، تعداد، فراوانی، بیوماس اندازگیری شد. نتایج نشان داد که درصد پوشش گونه غالب Artemisia sieberi، گیاهان کلاس II و بوتهایها در سطح یک درصد و گندمیان در سطح ۵ درصد در سایت چرایی دام اهلی افزایش معنیداری داشته است. بیوماس کل گونه غالب (gr۲۲/۱۳۵)، درصد پوشش گیاهان کلاس III (۶%) و پهنبرگان علفی (۳%) در سایت چرایی حیات وحش افزایش معنیداری را نشان داد، در حالیکه مقدار این پارامترها در منطقه چرایی دام اهلی بهترتیب gr۱۹/۶۹، ۴% و ۹/۰% بود (۰۱/۰p <). تولید و تراکم پهنبرگان از قبیل Stachys inflata و Scorzonera sp. (۰۱/۰p <) و تولید گندمیان مانند Stipa barbata و Boissiera squarrosa (۰۵/۰p <) و تراکم آنها (۰۱/۰p <) در منطقه تحت چرای آهو بهصورت معنیداری بیشتر از منطقه تحت چرای دام اهلی بود، بنابراین برای مدیریت پوشش گیاهی در چنین مناطقی در صورتیکه شرایط پرورش دامهای وحشی فراهم شود، شاید بتوان مدیریت بهتری در خصوص پوشش گیاهی اعمال کرد.
مهندس سمیرا کرامتی جبه دار، دکتر فرزاد میرزائی آقجه قشلاق، دکتر اردوان قربانی، مهندس بهرام فتحی آچاچلوئی، مهندس بهمن نویدشاد،
دوره ۷، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۳۹۲ )
چکیده
هدف این پژوهش تعیین و مقایسه غلظت عناصر معدنی در شیر میشهای در حال چرا در مراتع ارتفاعات شمال و جنوب شرقی سبلان بود. بدین منظور مراتع واقع در طبقههای ارتفاعی ۲۱۰۰-۱۸۰۰، ۲۷۰۰-۲۳۰۰ و ۳۷۰۰-۳۲۰۰ متری در دامنه جنوبشرقی سبلان و ۱۸۰۰-۱۳۰۰، ۲۵۰۰-۱۸۰۰ و ۳۲۰۰-۲۵۰۰ متری در دامنه شمال سبلان بهترتیب بهعنوان سایتهای ارتفاعی اول، دوم و سوم انتخاب شدند. سپس خاک، مخلوط گیاهان مرتعی (با استفاده از پلات یک مترمربعی) و شیر میشهای چراکننده در این مراتع جهت اندازهگیری میزان مواد معدنی آنها جمعآوری شد. غلظت عناصر معدنی کلسیم، فسفر، پتاسیم، منیزیم، سدیم، روی، مس، منگنز و آهن در نمونههای آماده شده بهوسیله دستگاه اسپکتروفتومتری جذب اتمی و فلمفتومتر اندازهگیری شد. تجزیه و تحلیل آماری دادهها با استفاده از نرمافزار SAS۹,۱و با رویه مدل عمومی خطی در قالب طرح کاملاً تصادفی انجام شد. نتایج نشان داد که در شیر گوسفندان چرا کننده در طبقه ارتفاعی ۱۸۰۰-۱۳۰۰ متری مراتع جنوب شرقی سبلان، میانگین عناصر کلسیم (۴۹/۶۱۹)، فسفر (۴۱/۶۰۷)، پتاسیم (۲۹/۱۳۹۹)، منیزیم (۰۱/۱۶۵) (میلیگرم در کیلوگرم)، مس (۹/۱۳۱۲)، روی (۱۰۹۲۰) و منگنز (۶/۷۳۲) (میکروگرم در کیلوگرم) بهطور معنیداری بیشتر بود (۰۵/۰>p). در ارتفاع ۳۲۰۰-۲۵۰۰ متری مراتع دامنه شمال سبلان نیز کلسیم (۵۷/۹۳۷)، فسفر (۵۵/۳۲۰)، سدیم (۷۵/۹۲۴)، منیزیم (۰۵/۱۰۰) (میلیگرم در کیلوگرم)، آهن (۲۴۰۴۱)، مس (۷/۲۳۸۴) و منگنز (۷۹/۱۳۵۵) (میکروگرم در کیلوگرم) بهطور معنیداری بیشتر بود (۰۵/۰>p). مقایسه غلظت عناصر معدنی در شیر میشهای چراکننده در دو دامنه شمال و جنوبشرقی سبلان نیز نشان داد که غلظت اغلب عناصر مورد مطالعه بجز کلسیم، مس و منگنز در شیر میشهای چراکننده در مراتع جنوب شرقی سبلان بهطور معنیداری بیشتر بود (۰۵/۰>p). در حالت کلی نتایج نشان داد که ارتفاع و جهت مرتع با تأثیر بر میزان عناصر معدنی خاک و گیاهان مرتعی میتواند بر وضعیت عناصر معدنی شیر میشهای چراکننده در مراتع سبلان تأثیرگذار باشد.
مهندس الهام منوچهری، دکتر حسین بشری، دکتر مهدی بصیری، دکتر مصطفی سعیدفر،
دوره ۷، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۳۹۲ )
چکیده
این تحقیق با هدف بررسی و مقایسه کارآیی برخی از روشهای تعیین وضعیت مرتع شامل روشهای چهارفاکتوری، چهارفاکتوری تعدیلشده، فرکانس، مقایسه با مرجع، استرالیایی و استرالیایی تعدیلشده در ۷ سایت واقع در دو مکان مرتعی از رویشگاه نیمه استپی استان اصفهان انجام شد. ابتدا با توجه به وضعیت پوشش گیاهی و خاک سایتهای مورد مطالعه و نظر سه نفر کارشناس خبره، تعداد ۴ وضعیت شاهد (عالی، خوب، متوسط و ضعیف) شناسایی و در هر سایت با استفاده از روش سیستماتیک-تصادفی تعداد ۳۰ پلات یک متر مربعی قرار داده شد و دادههای مورد نیاز برای استفاده از روشهای مختلف ارزیابی مراتع از جمله میزان تولید گیاهان، درصد پوشش تاجی، دادههای مربوط به وضعیت خاک سطحی و فراوانی گونههای گیاهی اندازهگیری شد. وضعیت مرتع در تمامی این سایتها با استفاده از ۶ روش مورد ارزیابی، تعیین شد. برای مقایسه روشها، وضعیتهای بدست آمده از روشهای مختلف با وضعیتهای شاهد مقایسه و میزان تشابه نتایج در روشهای مختلف نیز بررسی شد. روشهایی که اختلاف کمتری را با روش شاهد نشان دادند و همچنین نتایج ارزیابی آنها از تشابه بیشتری با سایر روشها برخوردار بود، بهعنوان روشهای برتر انتخاب شدند. با استفاده از روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و در نظر گرفتن معیارهای صحت روش، زمان اجرا، عینی بودن، راحتی کار، مناسب بودن دامنه امتیاز و تعداد پارامترها، روشهای مورد مطالعه در نرمافزار Expert choice مقایسه شد. نتایج نشان داد که روش چهار فاکتوری، استرالیایی تعدیلشده و فرکانس روشهای مناسبی برای بررسی وضعیت مراتع در رویشگاههای نیمه استپی است. همچنین روش فرکانس بهترین روش به لحاظ زمان اجرا، عینی بودن، راحتی کار و تعداد پارامترهای مورد ارزیابی است. همچنین روش استرالیایی تعدیلشده به لحاظ صحت روش و مناسببودن دامنه امتیازات مناسبترین روش تشخیص داده شد. نداشتن روش مبنا برای ارزیابی روشهای تعیین وضعیت مرتع از جمله مشکلات مطالعات از این نوع است.
مهندس محمد احمدی حسینی، دکتر محمد کاظم سوری، مهندس نسرین فرهادی، دکتر رضا امید بیگی،
دوره ۸، شماره ۱ - ( ۵-۱۳۹۳ )
چکیده
این تحقیق به منظور بررسی صفات مرفولوژیک در ۱۲ نمونه شیرین بیان جمعآوری شده از پنج استان کرمانشاه، خراسان رضوی، خراسان شمالی، گلستان و فارس انجام شد. همچنین تأثیر اندازه ریشه در دو قطر کمتر از یک سانتیمتر و بین یک تا دو سانتیمتر بر میزان ماده خشک و عصاره محلول در آب نمونههای جمعآوری شده، بررسی شد. برای تعیین وزن عصاره خشک ریشهها از روش مسراسیون استفاده شد، سپس درصد ماده خشک باقیمانده هر یک از نمونهها که نشانگر میزان عصاره خشک محلول در آب است، محاسبه شد. تجزیه آماری دادههای مربوطه در قالب طرح کاملا تصادفی انجام شد. صفات مرفولوژیک مورد بررسی در مناطق مختلف تفاوت معنیداری نشان دادند (۰۱/۰p<). مقایسه مقادیر بهدست آمده از وزن خشک ریشههای شیرینبیان (۹۳/۴۹-۰۷/۴۲%) در دو قطر مختلف اختلاف معنیداری نشان نداد (۰۵/۰p>)، ولی تفاوت عصاره محلول برای دو اندازه مختلف ریشه در مناطق مختلف معنیدار بود (۰۱/۰p<). بیشترین درصد عصاره آبی در مناطق دشمن زیاری (۲۵/۲۰%) و عراقیمحله (۱۹%) گزارش شد. مقدار ضریب همبستگی رابطه معنیداری بین صفات مرفولوژیک و میزان ماده خشک و عصاره محلول شیرین بیان نشان نداد (۰۵/۰p>)، ولی عوامل اقلیمی و خاکی بر میزان عصاره محلول در آب مؤثر بودند. تجزیه خوشهای برای صفات مرفولوژیک، اکوتیپها را به چهار گروه مجزا تقسیم کرد که نشاندهنده تأثیر عوامل محیطی و ژنتیکی بر تفاوتهای مشاهده شده در گیاهان مناطق مختلف است. بهترین مناطق مورد بررسی از نظر درصد ماده خشک و عصاره محلول در آب، چهار منطقه دشمنزیاری، عراقی محله، کوهسرخ و دهسرخ بودند که میتوان این مناطق را بهعنوان اکوتیپهای برتر معرفی کرده و در روند اهلیسازی مورد توجه قرار داد.
مهندس معصومه آقابابایی طاقانکی، دکتر اسماعیل اسدی، دکتر پژمان طهماسبی، مهندس حمزه علی شیر مردی،
دوره ۸، شماره ۱ - ( ۵-۱۳۹۳ )
چکیده
ذخیره بذور موجود در خاک بخش مهمی از تنوع گونهای را شامل میشود که آگاهی از این منبع گونهای و تغییرات آن میتواند در حفاظت، احیا و مدیریت اکوسیستمهای مرتعی کاربرد داشته باشد. این تحقیق در نظر دارد تا قابلیت دادههای بانک بذر خاک در تشریح جوامع گیاهی مراتع نیمه استپی کرسنک را بررسی کند. برای این منظور در زمستان ۱۳۹۰ مناطق کلیدی موجود در مراحل مختلف توالی (شخم و رها سازی شده ۵-۳ سال، ۱۵-۱۰ سال، بیشتر از ۲۵ سال و شاهد) انتخاب و نمونههای خاک از دو عمق ۵-۰ و ۱۰-۵ سانتیمتری به روش تصادفی-سیستماتیک برداشت و برای جوانهزنی بذور، به گلخانه منتقل شد. همچنین بررسی و ثبت پوشش گونههای گیاهی در خرداد ماه سال ۱۳۹۱ به روش تخمین انجام شد. با بهرهگیری از تجزیه و تحلیل گونههای شاخص (ISA) به تعیین گونههای شاخص هر یک از مراحل توالی در بانک بذر و پوشش سطحی زمین پرداخته و برای تفکیک گروه گونههای هر یک از مراحل توالی از تجزیه تطبیقی قوسگیری شده (DCA) استفاده شد. نتایج نشان داد که تشابه بانک بذر با پوشش سطح زمین برای مراحل اولیه توالی ۷/۱۸ درصد و مراحل انتهایی توالی ۲۶/۹درصد است. نتایج تجزیه تطبیقی قوسگیری شده نشان داد که دادههای پوشش گیاهی روزمینی برای هر یک از مراحل توالی منجر به شکلگیری گروههایی با قابلیت تفکیک بالا نسبت به دادههای بانک بذر خاک میشود و ترکیب پوشش گیاهی بانک بذر خاک بهدلیل اینکه اغلب از گونههای مراحل اولیه توالی میباشند، کیفیت رویشگاه را با دقت قابل قبولی ارائه نداد و معرف پوشش گیاهی سرپا نمیباشد.
مهندس افتخار بارانیان، دکتر مهدی بصیری، دکتر حسین بشری، مصطفی ترکش،
دوره ۸، شماره ۱ - ( ۵-۱۳۹۳ )
چکیده
انتخاب اندازه و شکل مناسب پلات در کارآیی و صحت نمونهگیری بسیار مؤثر است و باعث کاهش واریانس و زمان نمونهگیری و افزایش دقت میشود. هدف از انجام این مطالعه، بررسی اندازه و شکل مناسب پلات برای ارزیابی پوشش گیاهی در مراتع نیمه استپی با تیپ گیاهیBromus tomentellus-Astragalus verus در استان اصفهان میباشد که در مجموع از تعداد ۵۴۰ عدد پلاتهایی با شکلهای متفاوت (مربع، مستطیل و دایره) در دو اندازه یک و دو متر مربعی هر کدام در ۳ تکرار در نمونهگیری از جوامع گیاهی با الگوی پراکنش تصادفی و طی روش سیستماتیک- تصادفی استفاده شد. نتایج تجزیه واریانس دادههای درصد پوشش تاجی در پلاتهای مختلف نشان داد که بین شکلهای مختلف پلات تفاوت معنیداری ندارند، در حالیکه بین اندازههای مختلف پلات تفاوت معنیداری وجود دارد و کفایت اندازه نمونه در پلاتهای بزرگتر با تعداد کمتری نسبت به بقیه پلاتها حاصل میشود. بر اساس نتایج بهترتیب پلاتهای مستطیلی ۲ متر مربعی و یک متر مربعی با ضریب تغییرات ۴۲/۱۹و ۰۲/۲۳ بیشترین دقت در تعیین اندازه نمونه برای اندازهگیری تراکم و تاج پوشش داشتند. بدین ترتیب بهمنظور برآورد برخی از ویژگیهای گیاهان در مراتع نیمه استپی منطقه مورد مطالعه با تیپ گیاهی یاد شده و با الگوی پراکنش تصادفی، پلات مستطیل شکل با اندازه دو مترمربع پیشنهاد شد.
مهندس آذین زارعی، مهندس علی گهرنژاد، دکتر پژمان طهماسبی، دکتر محمدعلی زارع چاهوکی،
دوره ۸، شماره ۱ - ( ۵-۱۳۹۳ )
چکیده
دکتر مهشید سوری، دکتر جواد معتمدی،
دوره ۸، شماره ۱ - ( ۵-۱۳۹۳ )
چکیده
کمبود بارندگی بیشترین سهم را در کاهش عملکرد گیاهان مرتعی در مناطق خشک و نیمهخشک دارد. استفاده از پلیمرهای پلیاکریل آمید میتواند بهعنوان راهکاری در این زمینه مطرح شود. این تحقیق بهمنظور مقایسه و بررسی کاربرد پلیاکریل آمید و کود دامی بر عملکرد گونه Festuca ovina در شرایط تنش خشکی انجام شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از طرح کرتهای یکبار خرد شده در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد. بدین صورت که تنش خشکی در سه سطح بهعنوان عامل اصلی و کاربرد نسبتهای مختلف پلیمر در شش سطح بهعنوان عامل فرعی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که با افزایش مقادیر پلیاکریل آمید و کود دامی، مقدار ارتفاع و ارتفاع مجدد گونه F. ovina افزایش مییابد. در مورد ارتفاع گونه مورد بررسی بین تیمارهای T۱، T۲، و T۳ با تیمار T۶ اختلاف معنیدار ۵۸، ۵۰، و ۲۴ درصدی وجود دارد. بین تیمار T۴ نیز با تیمار T۶ اختلاف وجود دارد، اما مقدار این اختلاف معنیدار نیست. در مورد ارتفاع مجدد گونه مورد مطالعه نیز کمترین مقدار در تیمار شاهد و بیشترین مقدار در تیمار T۶ گزارش شده است. مقدار تولید و تولید مجدد این گونه در تیمارهای پلیاکریل آمید و کودهای دامی (T۱ تا T۵)، نسبت به تیمار شاهد افزایش یافته است. با توجه به نتایج مشخص میشود که علیرغم دو برابر شدن مقدار پلیاکریل آمید، تیمارهای T۵ نسبت به تیمارهای T۳، اختلاف معنیداری بین این تیمارها مشاهده نشد، اما بین تیمارهای T۳ و T۴ و همچنین بین تیمارهای T۵ و T۶ تفاوت معنیداری مشاهده میشود. با توجه به نتایج تحقیق پیشنهاد میشود که در شرایط تنش خشکی، علیرغم اینکه بهترین نتایج در مورد عوامل مورد بررسی با کاربرد تیمار T۶(کاربرد ۱۰ گرم پلیمر پلیاکریل آمید و ۵۰ گرم کود دامی) بهدست آمد، ولی چون اختلاف معنیداری با تیمار T۴ نداشت، بنابراین از نظر اقتصادی، بخش اجرا بهمنظور بهبود ویژگیهای گونه F. ovina در شرایط خشکی بهتر است که از تیمار )T۴کاربرد ۵ گرم پلیمر پلیاکریل آمید و ۵۰ گرم کود دامی) استفاده کند.
دکتر احمد عبدلزاده، مهندس هادی شمس، مهندس پویان مهربان جوبنی،
دوره ۸، شماره ۱ - ( ۵-۱۳۹۳ )
چکیده
گیاه سیاه ناو (Puccinellia distance (jacq.) parl) گیاهی چندساله و مرتعی از گندمیان است که بهصورت طبیعی در زمینهای غرقاب با شوری نسبتاً بالا رشد میکند. در این پژوهش رشد گیاه P. distans بهصورت غرقاب شده با دو نوع آب شور طبیعی شامل رواناب دشت آققلا و آب خلیج گرگان بررسی شد. طرح آزمایش بهصورت کاملاً تصادفی بود و گیاهان در محلولهای غذایی هوگلند تهیه شده از این آب بهصورت کامل ۲ و ۴ بار رقیق شده کشت شدند. از آب شرب شهر گرگان به عنوان شاهد استفاده شد. گیاهان بعد از ۷۵ روز برداشت و صفات رشد و غلظت عناصر سدیم، پتاسیم، کلسیم و آهن اندازهگیری شد. بالاترین میزان رشد گیاهان در رواناب دشت آققلا چهار بار رقیق شده با ۴/۹۲ گرم وزن تر کل و ۶۰ گرم وزن خشک کل مشاهده شد. میزان انباشته شدن یون سدیم در گیاهان آبیاری شده با آب شرب گرگان کم (۳/۱۱ میلیگرم در گرم وزن خشک) و در رواناب دشت آققلا و آب خلیج گرگان بهصورت کامل (بهترتیب ۷/۳۶ و ۳/۳۴ میلیگرم در گرم وزن خشک) بیشتر بود. تیمارهای آب شور بهصورت کامل سبب کاهش معنیدار غلظت پتاسیم گیاهان نسبت به تیمار آب شرب گرگان شد. رقیق نمودن آب سبب افزایش پتاسیم تا ۹/۳۸ میلیگرم در گرم وزن خشک اندام هوایی شد. همراه با رقیق نمودن تیمارهای آب شور کامل، غلظت آهن (حدود ۲۰ برابر در رواناب دشت آققلا و ۷ برابر در آب خلیج گرگان) و کلسیم (حدود ۵/۱ برابر در رواناب دشت آققلا و ۱/۱ برابر در آب خلیج گرگان) در اندام هوایی گیاه به صورت معنیداری زیاد شد. این نتایج نشان داد که کاهش رشد این گیاه تحت شوری به سمیت یونی و کاهش میزان پتاسیم، کلسیم و آهن ارتباط دارد. همچنین دادههای این تحقیق بیانگر آن است که گیاه پوکسینلیا میتواند در سواحل و محل جمعشدن رواناب دشت آققلا با شوری نسبتاً بالا کشت شود.
مهندس الهه علی بابایی عمران، دکتر مهدی قربانی، دکتر محمدرضا مروی مهاجر، دکتر محمد عواطفی همت،
دوره ۸، شماره ۱ - ( ۵-۱۳۹۳ )
چکیده
همیاری در بین گلهداران در جوامع روستایی ایران نقش کلیدی را در مدیریت محصولات دامی ایفا میکند. هدف از انجام این تحقیق، شناخت و تحلیل سنتهای محلی در تولید و مدیریت فرآوردههای شیر دام گوسفندی در روستای کُدیر از توابع کُجور استان مازندران است. روش مطالعه در این تحقیق بر مبنای روشهای پیمایشی است که برای جمعآوری اطلاعات از روشهای کیفی شامل مشاهده مستقیم و مشاهده مشارکتی، مصاحبه سازمانیافته با گروههای هدف و تکمیل پرسشنامه باز استفاده شده است. نتایج این تحقیق شامل تحلیل دانش بومی گلهداران در مدیریت دام در جنگل و شناخت ابعاد مختلف دانش بومی در فرآوری و تقسیم مشتقات شیری در قالب تعاونی سنتی "عَیارزنی" است. بر اساس نتایج این تحقیق میتوان بیان کرد گلهداران در روستای مورد مطالعه، برای مدیریت دام و فرآوری شیر آنها، سازمان اجتماعی را بر اساس آداب و رسوم محلی شکل دادهاند. این سازمان نوعی سرمایه اجتماعی برای بهرهبرداران محسوب میشود. تقویت انسجام و سرمایه اجتماعی شکل گرفته در شبکه اجتماعی گلهداران نقش مهمی را در پایداری اقتصاد معیشتی ساکنین این منطقه ایفا میکند. همچنین وجود همیاری در بین شبکه اجتماعی گلهداران سبب نهادینه شدن عرفها و باورهای فرهنگی در این منطقه شده است.
مهندس منصوره کارگر، دکتر زینب جعفریان، مهندس زینب بحرینی، مهندس جابر قربان علینژاد،
دوره ۸، شماره ۱ - ( ۵-۱۳۹۳ )
چکیده
از آنجا که تخریب لکههای گیاهی میتواند شاخصی برای تشخیص نزول وضعیت مرتع باشد و تعیین پتانسیل و عملکرد مرتع از طریق بررسی لکههای اکولوژیک امکانپذیر است، مطالعه و بررسی لکهها ضروری بهنظر میرسد. در این تحقیق ویژگیهای ساختاری لکههای اکولوژیک و ۱۱ شاخص سطح خاک در دو منطقه قرق و خارج قرق مراتع دونا در حوزه آبخیز سیاه بیشه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. برای تحقق این هدف، خصوصیات ساختاری شامل طول و عرض لکهها، تعداد آنها و درصد طول قطعه و ۱۱ شاخص سطح خاک بر روی ۳ ترانسکت ۱۰۰ متری در هر یک از مناطق قرق و خارج از قرق تعیین شد. نتایج نشان داد که ویژگی ساختاری لکههای اکولوژیک در دو منطقه قرق و خارج قرق دارای تفاوت معنیداری است (۰۵/۰P<). نتایج حاصل از مقایسه شاخصهای سطح خاک نشان داد که در بین شاخصها، شاخص پایداری به رطوبت با ۶/۷ درصد بیشترین مقدار را در منطقه قرق دارد. همچنین نتایج مقایسه شاخصهای سطح خاک بیانگر این مطلب بود که بین نوع و شدت فرسایش، پوشش سطح خاک، طوقه گیاهان چند ساله و ناهمواری سطحی اختلاف معنیداری وجود ندارد.