Abbasi Z, Farzadmehr J, Sangouni H. Determining the Potential Habitat of Iris songarica Schrenk in Torbat Heydarieh County, Using Ecological Niche Factor Analysis. مرتع 2024; 17 (4) :570-586
URL:
http://rangelandsrm.ir/article-1-1197-fa.html
عباسی زهرا، فرزادمهر جلیل، سنگونی حامد. تعیین رویشگاه بالقوه گونه زنبق گلچمنی Schrenk Iris songarica در شهرستان تربتحیدریه با استفاده از مدل تحلیل عاملی آشیان بومشناختی. مرتع. 1402; 17 (4) :570-586
URL: http://rangelandsrm.ir/article-1-1197-fa.html
گروه مهندسی طبیعت و گیاهان دارویی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تربتحیدریه، تربتحیدریه
چکیده: (1405 مشاهده)
سابقه و هدف: یکی از مهمترین شروط برای موفقیت یک طرح اصلاح مرتع از طریق کاشت گیاهان، انتخاب مکان درست برای کشت هر گیاه خاص است. شناسایی دقیق رویشگاه بالقوه گونه و کاشت آن در مناطق مشابه، میتواند تا حدود زیادی موفقیت طرح را تضمین و به این ترتیب شرایط محیط را به شرایط قبل از تخریب نزدیک نماید. هدف از این پژوهش مدلسازی رویشگاه گونه زنبق بیابانی با نام علمی Iris songarica Schrenk به عنوان یک گونه زینتـی و دارویی در شهرستان تربتحیدریه با استفاده از مدل تحلیل عاملی آشیان بومشناختی است.
مواد و روشها: از طریق پیمایش میدانی 34 نقطه حضور زنبق وحشی با استفاده از سیستم موقعیتیاب جهانی ثبت گردید. از دادههای مکانی حضور این گونه بهعنوان مکانهای مناسب بالفعل برای رویش آن در نظر گرفته شد. متغیرهای محیطی مورد استفاده در این پژوهش شامل دادههای فیزیوگرافی (سه متغیر)، دادههای خاکشناسی (هفت متغیر) و دادههای اقلیمی (نوزده متغیر) است. در ابتدا نقشه تمام متغیرها در نرمافزار Arc GIS تهیه شد. سپس لایههای اطلاعاتی در مدل ENFA وارد و با اعمال آنالیزهای آماری نرمالسازی و همبستگی در نرمافزارBiomapper ، نقشه رویشگاه بالقوه گونهIris songarica با استفاده از روش میانگین هندسی تهیه شد. ارزیابی نقشه رویشگاه با استفاده از آزمون Cross - validation و شاخص Boyce انجام گرفت.
نتایج: نمایههای حاشیهگرایی، تخصصگرایی و تحملپذیری بهترتیب معادل با 536/0، 015/10 و 1/0 محاسبه گردید. این مقادیر بیانگر این است که این گونه تمایل به رویش در مرکز متغیرهای زیستگاهی دارد و یک گونه تخصصی است که دامنه خاصی از متغیرهای محیطی را در محدوده منطقه مورد مطالعه تحمل میکند. در این پژوهش متغیرهای جهت، هدایت الکتریکی، دامنه سالانه دما، همسانی دما، درصد سیلت، میزان کربن، میانگین دامنه دمای روزانه و مجموع بارندگی سردترین سهماهه متوالی مهمترین عوامل در انتخاب زیستگاه گونه زنبق گلچمنی میباشند. همچنین در منطقه مورد مطالعه متغیرهای اقلیمی مربوط به دما در پراکنش این گونه مؤثرتر از متغیرهای اقلیمی مربوط به بارندگی هستند. چنانکه در نتایج مدل دیده میشود، از بین چهار متغیر اقلیمی مهم موثر بر پراکنش گونه زنبق گلچمنی در منطقه مورد مطالعه سه متغیر مربوط به دما و تنها یک متغیر مربوط به بارندگی است. از کل مساحت منطقه مورد مطالعه که 367200 هکتار است، 242 هزار و 975 هکتار معادل 16/66 درصد از مساحت کل منطقه در کلاس رویشگاهی نامناسب، 73 هزار و 825 هکتار معادل 1/20 درصد از منطقه در کلاس رویشگاهی تناسب کم، 24 هزار و 200 هکتار معادل 6/6 درصد از کل منطقه در کلاس رویشگاهی تناسب متوسط و 26 هزار و 200 هکتار معادل 14/7 درصد از منطقه بهعنوان رویشگاه بالقوه گونه زنبق گلچمنی کاملاً مناسب است. برای ارزیابی صحت مدل از شاخص بویس استفاده شد که میزان صحت مدل 94 درصد تعیین شد که قابل قبول است.
نتیجهگیری: درنهایت میتوان بیان نمود که مدل تحلیل عاملی آشیان بومشناختی با دقت خوبی میتواند در پیشبینی پراکنش گونه زنبق گلچمنی در منطقه مورد مطالعه مورد استفاده قرار گرفته و نتایج حاصله میتواند در مطالعات مختلف مدیریت مراتع مورد استفاده قرار گیرد. نتایج این مطالعه میتواند در برنامهریزیهای مدیریتی برای حفاظت، بهرهبرداری و احیاء گونه زنبق گلچمنی مورد استفاده قرار گیرد.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
تخصصي دریافت: 1402/2/15 | پذیرش: 1402/7/24 | انتشار: 1402/12/10