Riyazinia V, Azimi M, Barani H, Piri Sahragard H, Yeganeh H, Sharifian A. Spatial Distribution Prediction of Terfezia claveryi Habitat Using Modern Ecological Knowledge in Winter Rangelands of Golestan Province. مرتع 2025; 19 (4) :421-436
URL:
http://rangelandsrm.ir/article-1-1321-fa.html
ریاضی نیا وحیده، عظیمی مژگان سادات، بارانی حسین، پیری صحراگرد حسین، یگانه حسن، شریفیان ابوالفضل. پیش بینی پراکنش مکانی رویشگاه Terfezia claveryi با استفاده از دانش بوم شناختی مدرن در مراتع قشلاقی استان گلستان. مرتع. 1404; 19 (4) :421-436
URL: http://rangelandsrm.ir/article-1-1321-fa.html
گروه مدیریت مرتع، دانشکده مرتع و آبخیزداری، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان
چکیده: (289 مشاهده)
سابقه و هدف: ترافل صحرایی با نام علمی (Terfezia claveryi) از ارزش غذایی و اقتصادی بالایی برخوردار است و نقش مهمی در معیشت مردم مناطق خشک و نیمهخشک دارد. حفظ و نگهداری رویشگاههای ترافل صحرایی، برای حفظ تنوع زیستی و بهرهبرداری پایدار از این منبع ارزشمند، ضروری است. هدف این مطالعه بررسی پراکنش و تهیه نقشه تناسب رویشگاه گونه T. claveryi در مراتع قشلاقی استان گلستان بود.
مواد و روشها: پس از ثبت نقاط حضور گونه T. claveryi بهعنوان متغیر وابسته، متغیرهای محیطی بهعنوان متغیرهای مستقل شناسایی شدند. بهمنظور کاهش ابعاد مدل با استفاده از پرسشنامه و مقایسه زوجی به شیوه سلسله مراتبی (AHP) در نرمافزار Expert Chioce، تعداد 15 متغیر شامل متغیرهای توپوگرافی (شیب، جهت شیب و ارتفاع)، اقلیمی (متوسط درجه حرارت، متوسط بارندگی، تعداد رگبار)، خصوصیات فیزیکی-شیمیایی خاک (کربن، نیتروژن، فسفر، درصد شن، درصد سیلت، درصد رس، اسیدیته و شوری) و متغیر کاربری اراضی بهعنوان متغیر انسانی انتخاب شد. مدلسازی پراکنش با استفاده از مدل ماکسنت (MaxEnt) صورت گرفت. بهمنظور تعیین اولویت در متغیرهای تأثیرگذار از آزمون جکنایف (Jakknife) استفاده گردید. پس از اجرای مدل نتایج حاصل از مدلسازی، براساس وقوع گروه اعتبارسنجی (30 درصد) و در قالب روش منحنی تشخیص عملکرد نسبی (ROC) اعتبارسنجی گردید. مساحت زیر این منحنی (AUC) بهعنوان معیار کمی برای اعتبارسنجی استفاده میشود. در نهایت نقشه رویشگاه گونه گیاهی ترافل صحرایی با استفاده از تفسیر منحنیهای پاسخ متغیرهای مستقل و طبقهبندی آنها در نرمافزارArcGIS به چهار رویشگاه نامناسب (2/0-0)، رویشگاه با تناسب متوسط (4/0-2/0)، رویشگاه مناسب (7/0-4/0) و رویشگاه بسیار مناسب (1-7/0) گروهبندی گردید.
نتایج: نتایج اجرای مدل حداکثر آنتروپی برای گونه ترافل در محدوده مطالعاتی شهرستانهای مراوهتپه و گنبد کاووس با سطح زیرمنحنی بهترتیب برابر 958/0 و 927/0 بهدست آمد. نتایج آزمون جکنایف حاصل از اجرای مدل MaxEnt نشان داد مهمترین عوامل محیطی تأثیرگذار در پراکنش گونه ترافل صحرایی در هر دو شهرستان میزان فسفر، متوسط دمای سالانه، میزان شن، متوسط بارندگی سالانه، تعداد رگبار و کربنات کلسیم با اولویتهای متفاوت است. نتایج نشان میدهد حداکثر حضور گونه در محدوده مطالعاتی گنبدکاووس مقدار حدود 1/14 درصد از کربنات کلسیم، حدود 3/12 ppm فسفر، تعداد حدود 66/0 رگبار و 2/19 درجه سانتیگراد و بارندگی حدود400 میلیمتر است. نتایج حاصل از منحنیهای پاسخ گونه ترافل صحرایی در محدوده مطالعاتی مراوهتپه نشان میدهد حداکثر حضور گونه در مقدار حدود 795/0 درصد از کربنات کلسیم و حدود 5/21 ppm مقدار فسفر، تعداد 76 رگبار، دمای حدود 25/16 درجه سانتیگراد و حدود 350 میلیمتر بارندگی است. تغییرات حضور گونه ترافل صحرایی با میزان شن در هر دو شهرستان بهدلیل یکنواختی میزان داده شن بهصورت سینونی است. نتایج حاصل از این مطالعه برای پیشبینی توزیع گیاه ترافل صحرایی با مدل حداکثر آنتروپی نشان میدهد که در شرایط اکولوژیکی حاضر بخشهایی از جنوب و مرکز مراتع قشلاقی استان گلستان بیشترین پتاسیل رویشگاهی ترافل را دارد.
نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد که اگرچه برخی عوامل در هر دو منطقه مشترک هستند، ولی ترتیب اهمیت آنها متفاوت است که احتمالاً ناشی از تفاوتهای بومشناختی و خاکی بین دو منطقه است. بر این اساس تعیین مطلوبیت رویشگاه ترافل صحرایی میتواند در برنامهریزیهای مدیریتی در زمینه شناسایی مناطق مستعد انتشار گونه و افزایش تولید گونه در سطوح وسیعتر مطالعاتی استفاده شود.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
تخصصي دریافت: 1404/2/9 | پذیرش: 1404/5/16 | انتشار: 1404/9/10