Islami I, Khabazi F, Asadifard E, Kargar M. Investigating organizational coherence and interactions in the governance of natural resources in Fars Province. مرتع 2027; 20 (2) URL: http://rangelandsrm.ir/article-1-1310-fa.html
اسلامی ایمان، خبازی فرهاد، اسدی فرد المیرا، کارگر محمدرضا. بررسی انسجام و تعاملات سازمانی در حکمرانی منابع طبیعی استان فارس. مرتع. 1405; 20 (2)
سابقه و هدف: حکمرانی منابع طبیعی با چالشهای چندوجهی ناشی از تعاملات پیچیده بین سیستمهای طبیعی و اجتماعی مواجه است. مسائل مهمی نظیر تضاد منافع ذینفعان و پیامدهای تغییرات اقلیمی، بهطور مستقیم بر کیفیت و کارایی شیوههای مدیریتی تأثیر میگذارند. هدف این مطالعه، شناسایی و تحلیل رفتارهای مشارکتی ذینفعان سازمانی در حکمرانی منابع طبیعی استان فارس است. این تحقیق به دنبال ترسیم نقش و نفوذ سازمانهای مختلف در تلاشهای مشارکتی و ارزیابی انسجام آنها در چارچوب حکمرانی است. با بررسی این پویاییها، مطالعه حاضر به دنبال ارائه راهکارهایی برای بهبود حکمرانی و ارتقای مدیریت پایدار منابع طبیعی در این استان است. مواد و روشها:در این پژوهش از تحلیل شبکه اجتماعی به عنوان روش اصلی تحلیل استفاده شد. دادهها از طریق نمونهگیری گلولهبرفی و با استفاده از پرسشنامه تحلیل شبکه جمعآوری گردید. جامعه پژوهش شامل ۲۵ سازمان و نهاد دولتی و عمومی کلیدی فعال در حوزه حکمرانی منابع طبیعی استان فارس بود. از میان آنها، ۱۷ کنشگر که دارای کلیدیترین نقشهای ارتباطی مرکزی در شبکه بودند، به عنوان نمونه نهایی برای تحلیل شبکه انتخاب شدند. این نمونه شامل نهادهای کلیدی نظیر اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری، استانداری، دادگستری، سازمان جهاد کشاورزی و اداره کل حفاظت محیط زیست بود. پس از شناسایی و ترسیم روابط بین این کنشگران، تحلیل در دو سطح انجام شد: شاخصهای مرکزیت در سطح خرد (مرکزیت درجه، بینابینی و بردار ویژه) برای ارزیابی عملکرد فردی بازیگران و شاخصهای سطح کلان (تراکم، تمرکز و فشردگی) برای سنجش انسجام کلی شبکه به کار گرفته شدند. نتایج:تحلیلها شاخص فشردگی 466/0 را نشان داد که حاکی از پیوستگی ارتباطی نسبتاً مناسب در شبکه مدیریتی است. شاخص تراکم 497/0، بیانگر انسجام متوسط شبکه حکمرانی مشارکتی در این استان میباشد. در خصوص شاخصهای سطح خرد، بالاترین مقادیر برای مرکزیت درجه، مجاورت، بینابینی و بردار ویژه به طور غالب به سه سازمان کلیدی تعلق داشت: اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری (رتبه اول)، استانداری (رتبه دوم) و دادگستری (رتبه سوم با اختلاف جزئی). در نتیجه، این سه سازمان دولتی نقش محوری در شبکه سازمانی در سطح استان ایفا میکنند و گستردهترین ارتباطات را با سایر ذینفعان دارند. با این حال، سطح متوسط تمرکز شبکه، ضرورت فعالسازی عناصر نهادی کلیدی را برای تسهیل مدیریت یکپارچه در بخشهای مختلف شبکه حکمرانی برجسته میسازد. نتیجهگیری:تحلیل دقیق شبکه حکمرانی منابع طبیعی استان فارس، شبکهای سازمانی با ظرفیت بالا، انسجام متوسط (تراکم: 497/0) و پیوستگی ارتباطی نسبتاً مناسب (فشردگی: 466/0) را آشکار میسازد. یافتهها نقش حیاتی کنشگران کلیدی در تسهیل همکاری و توسعه حکمرانی مشارکتی را تأیید میکند، بهگونهای که قدرت حول سه نهاد اصلی متمرکز شده است: اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری، استانداری و دادگستری. این سه نهاد بالاترین مقادیر را در شاخصهای مرکزیت درجه (هر سه ۱۰۰)، مرکزیت بینابینی (به ترتیب 881/22 و 412/22) و مرکزیت بردار ویژه (به ترتیب 627/27 و 593/27) به خود اختصاص دادند. با این وجود، علیرغم اهمیت آنها در اجراییسازی برنامههای مدیریت منابع طبیعی، نقشآفرینی آنها برای توانمندسازی کامل شبکه در مواجهه مؤثر با بحرانها و پیچیدگیهای اجتماعی-زیستی استان ناکافی بوده است. شاخص تراکم متوسط (زیر 50/0) نشان میدهد که این بازیگران کلیدی نتوانستهاند همکاری مستقیم میان سایر اعضای شبکه را به اندازه کافی تسهیل کنند. این ساختار متمرکز، انعطافپذیری و تابآوری شبکه را در هنگام رویارویی با چالشهای پیچیده اجتماعی-زیستی کاهش میدهد. با توجه به سطح متوسط تمرکز و توزیع نابرابر وزن ارتباطی که حول تعداد محدودی از بازیگران کلیدی متمرکز شده است، تغییر ساختاری در چارچوب حکمرانی موجود ضروری به نظر میرسد. به این منظور، تشکیل کارگروه هماهنگی مشترک با محوریت سه نهاد کلیدی و با عضویت فعال سازمانهای مردمنهاد و سایر دستگاههای اجرایی مرتبط پیشنهاد میشود. چنین سازوکاری میتواند با تمرکززدایی از جریان اطلاعات و تصمیمگیری، به بهبود مدیریت یکپارچه منابع طبیعی در استان فارس منجر گردد.